يه روزی

يه روزی تو اين زمونه ازباغ بهاره بارگباری دوباره فقط برگی می مونه

اما عشق تو اون ويرونه با جادويی که داره ميزنه باز جونه

امروز را با من تو سر کن منو باور کن فردارو کی می دونه

آشنای من

همصدای من

دنيارو بيا

پا به پای من

آهای ديگه تنهات نمی گذارم

دوست دارم دوست دارم

  
نویسنده : mostafa ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٢