صدای سياوش

همانطور که ميدانيد موسيقي ايران صدها سال بود که تنها به آهنگهاي سنتي محلي و فولکلور
 خلاصه ميشد تا اينکه در دوره پهلوي جرياني تازه و متاثر از موزيک غرب در موسيقي ايران شکل 
گرفت که نتيجه اين جريان را امروزه در کارهاي خوانندگاني چون سياوش قميشي منصور و فرامرز اصلانی
 ميتوان ديد.سياوش قميشي از نخستين آهنگسازان اين سبک نوين موسيقي در ايران بود. او 
که تحصيلات خود را در رشته موسيقي در انگلستان به پايان برده بود با بازگشت به ايران و در کنار
 آهنگسازان و ترانه سراياني چون کوروش يغمايي واروژان شهيار قنبري و ايرج جنتي عطايي پايه گذار
 ايجاد سبک جديدي در موسيقي ايران شد که امروز به نام پاپ خوانده ميشود.
فعاليتهاي سياوش تا ساليان سال به آهنگسازي محدود ميشد(هر چند يکي دو کاست نيز با صدای
 او در ابعاد نه چندان گسترده مثل فرنگیس منتشر شد) تا اينکه اوايل دهه۷۰کار خوانندگي خود را 
با ارائه کاست حکايت(با همراهي مسعود فردمنش)به طور جدي آغاز کرد.وي تا چند سال پس از آن
 با اينکه چند کاست ديگر نيز ارائه کرد اما به شهرتي در خور حد و اندازه هاي خود دست نيافت 
تا اينکه بالاخره در سال 75 باساخت دو کاست قوي با نامهاي قصه امير و هواي خانه و حضور بيشتر
 در شوهاي تلويزيوني مثل طنين بيشتر مورد توجه مردم قرار گرفت و به شهرتش روز به روز افزوده شد 
تا حدي که اينک تعداد وبلاگهايي که به کارهاي وي ميپردازند از هر خواننده ديگري بيشتر است.
از دلايل دير شروع کردن سياوش به کار خوانندگي (اولين کار جدي او به عنوان خواننده در سن 45 سالگی
 منتشر شد!!!)ميتوان به صداي او اشاره کرد. يک صداي خوب داراي دو مشخصه است تن بالاي صدا و صاف بودن 
صدا . با توجه به کاستي که من از دوران جواني سياوش شنيده ام متوجه شدم که صداي او در جواني اصلاً تن مناسب 
را نداشته است و آنچنان هم صاف نبوده است.ميشود گفت سياوش بهترين کار را انجام داده يعني صبر کرده تا صدايش 
قدرت مناسب را پيدا کند و صاف تر شود چون همانگونه که ميدانيد اين دو خصيصه با بالا رفتي سن در مردان بهبود چشمگيري 
پيدا ميکند.هر چند اين ضعف همين الان هم در صداي سياوش مشخص است مثلاً تن صداي ابي اصلاً قابل قياس نيست
(اين شايد يکي از دلايلي باشد که سياوش زياد کنسرت بر گزار نميکند!!!)
ولي خوب تمام امتيازات يک خواننده اين دو مورد نيست.با احساس خواندن سياوش
( به نظر خيلي ها
 سياوش از همه خواننده ها با احساس تر ميخواند)و همين طور تکنيک بالاي سياوش در خواندن(سلفژ)
توانسته تا حد زيادي اين ضعف را جبران کند.از ديگر نکاتي که بسيار در پوشيده شدن اين ضعف کمک کرده اين است
 که خود سياوش آهنگسار کارهاي خود است و آهنگهايي مناسب با صداي خود ميسازد و ترانه هايي مناسب با صداي خود برميگزيند
(مسأله اي شهيار قنبري هم بسيار مديون آن است يعني شعرهايي که براي کاست خود ميسرايد مناسب صداي خود اوست 
و از آهنگسازان خوبي هم بهره ميگيرد)
از ديگر فاکتورهايي که در مورد توجه عامه قرار گرفتن او بسيار نقش داشته شعرهاييست که سياوش از
 آنها استفاده ميکند.شعرهايي که بر خلاف خيلي از خوانندگان در عين کلاسيک بودن از لحاظ معنايي هم زود فهم هستند
(براي مثال فهميدن معناي بسياري از شعرهاي آهنگهاي ابي بسيار مشکل و ثقيل است)شعرهايي که
 با صداي غمناک سياوش کاملاً همخواني دارد
 و با احساس خواندن او تأثير شعر را صدها برابر ميکند. 
سياوش در هر کاستش از آخرين تکنولوژي هاي موجود استفاده ميکند و به خود جرأت ميدهد از بعضی
 سيستم هاي صوتي غير معمول در کارهايش استفاده کند نمونه بارز اين مورد ايفکت هاي صوتي اي 
است که سياوش در آهنگهاي ميلاد و خاطره بر روي صداي خود قرار داده است(جالب اينجاست که پس
 از سياوش بسياري ديگر ازخواننده ها از جمله شادمهر عقيلي از ايفکت ترانه ميلاد بهره بردند)و يا 
ميتوان به کاست حادثه اشاره کرد که هر 5 آهنگ آن به هم پيوسته بودند(اگر کاست اورجينال را شنيده
 باشيد ميبينيد که آهنگ تمام ميشود ولی در زمان پایان آهنگ ترانه بعدی شروع میشود و يک نوع 
پيوستگي جالب منحصر به فرد در اين کاست موجود است)
سياوش جزو کسانيست که همواره به سبک خود پايبند بوده ولي اين تقيد باعث در جا زدن او نشده
 و هر سال شاهد آن هستيم که در کارهاي او از سازهاي به روز تر و الکترونيکي تري استفاده ميشود.
از ديگر ويژگي هاي منحصر به فرد سياوش استفاده از تعداد زيادي ساز در هر آهنگ است در حالي که 
آهنگهاي بسياري از کاستهايي که ميشنويم حداکثر با 6 يا 7 ساز ساخته ميشود و کاست یه ضرب 
زور سینتی سایزر بسته میشود!!!اما اگر به کارهاي سیاوش دقت کنيم در بعضي کارهاي او تا 20 ساز
 هم مورد استفاده قرار گرفته!!!
از ديگر نقاط قوت او دور بودن او از حواشي است او بر خلاف بسياري از خوننده هاي جنجالي مثل داريوش
 يا شهيار قنبري بيشتر سرش گرم آهنگسازي و خوانندگيست.البته اين مسئله به يک نقطه ضعف هم
 براي او تبديل شده تا جايي که هيچ سايت مشخص و سهل الوصولي براي برقراري ارتباط با او وجود ندارد
 
.محلي که علاقه مندان بتوانند به راحتي به اطلاعات موثق دست يابند
دو مورد جزئي دیگر نيز وجود دارند که به نظر من از ضعفهاي سياوش محسوب میشوند است
 اول شعرهاييست که خود او سروده اند که به نظر من همه(بجز دو دلي)اشعار ضعيفي بوده اند.
ميتوان گفت سياوش اصلاً شاعر خوبي نيست!!!و دوم کاست حادثه اوست که به نظر من ضعيف ترين
 کار او از لحاظ آهنگسازي بود و به نظر مي آيد که اين کاست به اين علت ارائه شده که سياوش 
در سال 80 هم کاستي ارائه داده باشد!!!هر چند خوشبختانه کاست نقاب توانست جور حادثه 
را نيز بکشد!!!بيش از اين عرضي نيست اميدوارم اگر اشتباهي آماري در اين مطلب مشاهده
 فرموديد مرا راهنمايي بکنيد و با انتقادات و پيشنهادات خود هر چه بيشتر به رونق گرفتن اين
 وبلاگ کمک نماييد با تشکر.

  
نویسنده : mostafa ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ،۱۳۸٢