سنگينی

سنگينی سکوتم و خنده ام اشکم را پنهان کرده بودند.
گريه ای که حاصل شکستن است.
اين ليخندها عارضه بيماری مزمنی است که درد را پنهان ميکند..نم را پنهان ميکند.
گريستن شامل چندين مرحله است و آخرين آن خنديدن است اما نه از روی لذت از روی حسرت،
پرواز به سوی عمق سياهی ،نديدن و خنديدن برای لحظه ای دل را خشک ميکند ،بخنديم اين سنگينی را میپوشاند،بخنديم تا مارا گرم ببينند،اما در تنهايی خود بگرييم و به کسی نگوييم چرا که گريستن يعنی خرد شدن و از خنده تلخ خود غافليم خنده هايمان حاصل رفتارهايی غير عادی هستند اما گريه هايمان حاصل تعاملات روزمره...
خنده هایمان را در بازار آزاد به فروش میرسانیم و گریه هایمان را در اعماق دلمان پنهان میکنیم این اشک ها ارزشمند هستند این اشک ها را پس از شکسته شدن دلمان کسب کرده ایم ، این خنده ها فاضلاب احساسات ما میباشد و این گریه ها الماس های وجودمان ما با هر اشک حادثه ای را در قلب خود حک کرده ایم اما خنده ها نشانه لذتی است که فراموش شده.
این سنگینی را در دلم حفظ خواهم کرد.
روزی که گریه ام را توسط خنده ای فرو ریختم تا بلکه در زندگی ام حادثه نشوی و پایدار... ... ...undefined

  
نویسنده : mostafa ; ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٢