از ماست که بر ماست

می دونم که اين شعر رو قبلا خونديد ولی به مناسبی باز بخونيم

يه دشت سرسبز

یه رود پر آب

یه سد محکم

داشتیم تو سیلاب

ما از خوشیها...دلامون آزرد

سد رو شکستیم

دنیا رو آب برد

حالا از اون درو دشت

چیزی نمونده باقی

انگار از این میخونه

صد ساله رفته ساقی

حالا غم ما

قد یه دریاست

جائیکه باید دل به دریا زد همین جاست

نه کار اینست

نه کار اوناست

از این و اون نیست

از ماست که برماست

 

  
نویسنده : mostafa ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٢